فضل‌الله مهتدی صبحی : ماه پیشونی
فضل‌الله مهتدی صبحی : ماه پیشونی
2 مرداد 1395 ساعت 17:47 | بازديد : 12 | نويسنده : | ( نظرات )

یکی بود یکی نبود، زیر گنبد کبود تو یه شهر دوری دختری با پدرش زندگی می کرد. دختر قصه ی ما مادرش رو تو بچگی از دست داده بود، تا اینکه پدرش ازدواج کرد. اون خانوم یه دختر درست هم سن و سال دختر قصه ی ما داشت. وقتی دختر تو خونه بود نامادری و دخترش خیلی اذیتش می کردند و هر وقت دختر به پدرش شکایت می کرد پدرش اونو دلداری میداد. تا از بد روزگار پدر در حادثه ای از بین رفت و دختر بی نوا خیلی تنها شد. او از صبح مجبور بود همه ی کارهای خونه رو انجام بده ولی خواهر ناتنیش همش مشغول بازی بود. یه روز نامادری یه مقدار پنبه به دختره داد و گفت اینها رو ببر و همه رو بریس.

دختره هم رفت تو صحرا و برای خودش مشغول ریسیدن شد که یه دفعه یه باد شدید اومد و پنبه ها رو با خودش برد. اون گریه کنان دنبال باد دوید تا اینکه باد پنبه رو داخل یه چاه انداخت. دختر رفت سر چاه و تصمیم گرفت که بره پایین و پنبه رو بیاره بالا. یه طناب پیدا کرد و از چاه پایین رفت و دید اونجا یه دیو افسانه ای با سر و روئی آشفته نشسته و یه دفعه جا خورد و سلام کرد. دیوه گفت: اینجا چیکار می کنی؟!

دختره گفت: ببخشید باد زد و پنبه ام افتاد اینجا. دیوه گفت: خوب! حالا که دختر مودبی هستی بیا اینجا و سر منو بجور (بگرد) و ببین چی توش می بینی. دختره رفت و تو موهای بلند و به هم ریخته ی دیوه کلی عنکبوت و عقرب و بچه مار دید؛ با خودش فکر کرد و گفت: اینجا چیزی نیست، خیلی تمیزه! دیوه که از زیرکی دختره خوشش اومده بود گفت: خوب برو دم اون چشمه یه آب سیاه میاد نزن به صورتت، یه آب قرمز میاد نزن به صورتت، یه آب سفید میاد بزن به صورتت!

دختره هم رفت و همون کاری که دیوه گفته بود را انجام داد و یه دفعه یه ماه زیبا و نقره ای روی پیشونیش دراومد و زیبایی دختر را صد چندان کرد! از اینجا بود که اسم دختر قصه ی ما شد ماه پیشونی. دیو پنبه ها رو ریسید و داد به ماه پیشونی و ماه پیشونی هم تشکر کرد و رفت. وقتی به خونه رسید نامادریش با تعجب نگاهش کرد و گفت چه اتفاقی افتاده؟! ماه پیشونی هم داستان رو تعریف کرد.

فردای اون روز نامادری یه دختر خودش هم پنبه داد و دختر به صحرا رفت و یه باد اومد و پنبه را برد و به چاه انداخت. دختر از چاه رفت پایین، دیو گفت چیکار داری؟ دختر با بی ادبی گفت که پنبه ام افتاده اینجا ... دیو گفت بیا سرم را بجور ببین چی می بینی؟ دختر تا نزدیک دیو رفت گفت: اه اه چه بویی می دین. چقدر مار و عقرب تو سرتونه، من دست نمی زنم. دیو که از بی ادبی دختر دلخور شده بود گفت: برو اونور یه آب سفید میاد نزن به صورتت، یه آب قرمز میاد نزن به صورتت، یه آب سیاه میاد بزن به صورتت!

دختر هم رفت و آب سیاه رو زد به صورتش و یه خال گوشتی سیاه بزرگ روی پیشونیش دراومد و دیو پنبه را به دختر داد و دختر گریه کنان به خوونه برگشت. مادر دختر وقتی که اونو به اون شکل دید خیلی ناراحت شد و با ماه پیشونی دعوا کرد. روزها گذشت و گذشت تا یه روز تو شهر اعلام کردند که شاهزاده مهمونی گرفته و از همه دخترهای جوان شهر دعوت کرده که در این مهمونی شرکت کنند. مادر و دختر خودشون را آماده مهمونی کردند و هر چی ماه پیشونی خواهش کرد که اون رو هم با خودشون ببرن گفتن نه تو باید در خونه بمونی!

روز مهمونی که فرا رسید مادر و دختر آماده شدند و قشنگ ترین لباسهایی که داشتند را پوشیدن و رفتند. نامادری یه عالمه نخود و لوبیا را با همدیگه قاطی کرد و به دختر گفت بشین اینها رو جدا کن تا ما برگردیم. ماه پیشونی همینطور که داشت نخودلوبیا ها رو جدا می کرد کلی گریه کرد و از اشکهاش چند تا سطل پر شد. یه دفعه در در به صدا در اومد و او رفت در رو باز کرد و دید پری مهربون پشت دره! پری گفت: چرا گریه می کنی و ماه پیشونی ماجرا را براش تعریف کرد. پری گفت: تو به مهمونی برو من میشینم و کارهات رو انجام میدم. ماه پیشونی خوشحال شد ولی یه دفعه دوباره غم تو چشاش نشست. پری گفت: دیگه چی شده؟ ماه پیشونی گفت: آخه من لباس ندارم. پری مهربون یه وردی خوند و یه دفعه ماه پیشونی خودشو تو یه لباس قشنگ دید! پری گفت: فقط قبل از اینکه نامادریت برگرده بیا خوونه.

ماه پیشونی خوشحال و خندان به سمت قصر رفت وقتی وارد تالار مهمونی شد همه نگاها به سمتش برگشت. در حقیقت هیچکس تا بحال دختری به این زیبایی ندیده بود. وارد مهمونی شد و یه گوشه ای نشست. شاهزاده وقتی ماه پیشونی را دید ازش درخواست رقص کرد و با هم رقصیدند. همه حتی زن بابای بدجنس و دخترش داشتند در مورد ماه پیشونی حرف می زدند. خواهرناتنی ماه پیشونی به مادرش گفت: چقدر قیافه این دختر برام آشناست؛ شبیه ماه پیشونیه! مادرش گفت: نه بابا اون کجا این کجا! ماه پیشونی الان داره تو خونه نخود و لوبیا پاک می کنه.

آخر مهمونی که شد ماه پیشونی تا دید که نامادریش داره آماده رفتن میشه بدو بدو از مهمونی خارج شد و هر چی شاهزاده داد زد کجا میری گوش نداد و رفت. ولی یه لنگه کفشش اونجا افتاد و دیگه نتونست پیداش کنه. خلاصه رفت خونه و سریع لباس های کثیف و پاره خودش رو پوشید و مشغول انجام دادن کارهاش شد. پری هم دیگه رفته بود. وقتی نامادری و دختر برگشتن خونه دیدن که ماه پیشونی همه کارها رو انجام داده و یه لیخندی از روی بدجنسی به همدیگه زدن. ماه پیشونی گفت چه خبر خوش گذشت؟ و اونها همه ماجراها رو با آب و تاب تعریف کردن حتی گفتن یه دختر خیلی زیبا اومد و توجه شاهزاده رو کلی جلب کرد.

مدتی که گذشت جارچی ها آمدند تو میدون شهر اعلام کردند که شاهزاده دنبال صاحب این کفش می گرده و هر کسی که شب در مهمونی بوده بیاد تا تو پاش اندازه کنیم. همه دخترهای شهر صف کشیدند ولی کفش تو پای هیج کدومشون نرفت که نرفت. مدتی گذشت تا اینکه روزی در خونه به صدا دراومد. ماه پیشونی رفت در را باز کرد. ماموران شاه بودند که خونه به خونه کفش را به پای همه دخترها امتحان می کردند.

به دختر گفتن اسمت چیه؟ گفت: ماه پیشونی. تا ماه پیشونی خواست کفش را امتحان کنه نامادری اومد گفت: اون کلفت این خونست و نمی تونه کسی باشه که شما دنبالشین. دخترش را صدا کرد تا کفش را امتحان کنه. دختر به زور کفش را به پاش می کرد ولی کفش اندازه اش نبود. یه دفعه یکی از مامورها گفت: خوب حالا که اندازه پای دخترتون نشد بذارین که به پای اون دختر هم امتحان کنیم. ماه پیشونی خوشحال شد و کفش را پاش کرد و همه تعجب کردن وقتی دیدن که کفش اندازه ی اندازه پای ماه پیشونی بود. مامورهای قصر خیلی خوشحال شدند که بالاخره بعد از چند ماه توانسته اند صاحب کفش را پیدا کنند و از ماه پیشونی خواستند که فردا با سر و وضعی مرتب به قصر برود.

فردای اون روز ماه پیشونی آماده شد که بره اما نامادری بدجنسش چند کیلو شلغم گرفته بود و به زور به خورد ماه پیشونی داد که وقتی میره اونجا دل درد بگیره و آبرو ریزی راه بندازه. در همین موقع پری مهربون از راه رسید و اونو وادار به استفراق کرد و شکم ماه پیشونی رو از شلغم خالی کرد. وقتی ماه پیشونی اونجا رسید تمام خدمه و حشمه به استقبال اون اومده بودند و تا چشم شاه و ملکه و شاهزاده به ماه پیشونی افتاد گل از گلشون شکفت و شاهزاده جلو اومد و اونو بغل کرد و بوسید. و از فردای اون روز هفت شبانه روز جشن گرفتند و تمام شهر رو آذین بستند.



|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0


مطالب مرتبط با اين پست
مي توانيد ديدگاه خود را بنويسيد


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:








قدرتمند ترین پکیج رپورتاژ و بک لینک

منوي کاربري


عضو شويد


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
نويسندگان
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تبلیغات متنی
چت باکس

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)
ساخت وبلاگ
اپلود عکس
آپلود عکس با لینک مستقیم
دانلود سریال ایرانی طنز
خرید ساعت مچی
هاست ارزان | خرید هاست
طراحی سایت در تبریز
دانلود رمان

خرید کانکس مسکونی
کسب درآمد اینترنتی
چت روم
ثبت شرکت
ثبت شرکت در کرج
خرید بک لینک ارزان
طراحی سایت در کرج
چت روم
قاصدون

خرید ژل امیزشی
دانلود رمان عاشقانه
تایتان چت
دانلود فیلم ایرانی با لینک مستقیم
جملات زیبا از بزرگان | جملات مفهومی
دانلود کلیپ خارجی
اخبار حوادث
مجله زیبایی بانوان
مجله اینترنتی مد
والپیپر های زیبا
دانلود فیلم ایرانی
دانستنی های پزشکی
جملات عاشقانه | عکس های عاشقانه
انجم تفریحی حد و حدود
اس ام اس مناسبتی
دانلود برنامه آشپزی اندروید
دانستنی های جنسی | آموزش روابط زناشویی
مجله تفریحی و سرگرمی
جملات عارفانه | جملات درمورد خدا
دکوراسیون داخلی ایرانی
دانلود آهنگ ایرانی غمگین
دانلود نرم افزار اندروید جدید
مجله تفریحی سرگرمی خر تو خر
آموزش طراحی سایت
دانلود بازی اندروید دخترانه
قران انلاین
طراحی سایت در تبریز
دانلود آهنگ ایرانی
سایت تخصصی ماشین
آبادان نیوز
الوان وب
دانلود اهنگ جدید
چت روم
بیت کوین
چت روم
گالری مدل لباس کودک
فال و طالع بینی
زیست پلاس - مرجع جامع کنکوریها
دانلود آهنگ جدید ایرانی
خرید ساعت کاسیو
علی چت
جوک 19
پایگاه خبری سهامدار نیوز
وایبر سافت
آنتیک موزیک
مجله تفریحی غزاله چت
مجله سرگرمی آلاله چت
خدمات بلاگ | url shortener service
خرید بک لینک
دانلود عکس متن دار با کیفیت HD
مجله تفریحی سرگرمی فانیا
دانلود موزیک پاپ ایرانی
مجله اتو چت
رویا طرح
زرنا نیوز
مجله امگا چت
طنز بازار
شلیل چت
پورتال محیا چت
درهاج چت
چت ایمیل

اف سی بی چت
ابتین چت
مکس نیوز
گلچین 98
مجله فان گپ
پورتال ماهان چت
چت تاپ
نانسی چت
نوز چت
شیدا چت
بزرگترین سایت مرجع ماشین
چت نشین
سلکت موزیک | دانلود آهنگ پاپ
شطرنج اراک
دروغ چت
فروش محصولات ورزشی | ایران پولار
سایت پیچک چت
اسکای پاتوق
افسون چت
محبت چت
سایت تفریحی 200 لاو
باکس نیوز
مجله پارسا گپ
دانلود فیلم و سریال
نوا گیم - دانلود بازی کامیپوتر کم حجم
پی فور فیلم
دانلود والپیپر
جدیدترین عکس های هنرمندان و مد لباس

چت ققنوس
آرال چت
همراه چت
ماه پری چت
بهاره چت
تفریحی چت
پارسینا چت
بروز موزیک
آبنباتی چت
تمدن ها
برترین ها
شارژ0
خونه تو
عشق اول چت
نانو چت
هیدن چت
چت نت
سیاهی چت
کوه چت
رهام چت
چت نو
عشق ابدی
فروشگاه اینترنتی
او موزیک
دانلود کلیپ جدید | عکس خفن
چت ماتیار
پورتال با ما
آنیلا چت
پورتال رومنا
فور چت
دانلود رایگان
آزران دانلود
دانلود فیلم و سریال
پرنس چت
فرار چت
پورتال آرمین
پارسینا چت
پورتال همدان
چت تاپ ناب
فروش بک لینک
تهران روم
تاپ رمان
پورتال برف
سایت ره گوی
قالب وبلاگ

http://www.saclongchamp--pascher.fr/
http://buyviagransa.com/